چند ساعتی می شد که اینجا، روی بلندی هایی که به پایگاه نیروهای آلمانی مشرف است نشسته بود، آرام نفس می کشید، ارام تر از همه سربازهایی که آن پایین مدام راه می رفتند و به یاد مادرشان لبخند می زدند، کسی که فرسنگ ها آن سو تر، در خانه نشسته و با چشم های نگران، به یاد پسر سربازش زیر لب آوار می خواند. اوازی قدیمی و کهن که همیشه مادرها را در زمان جنگ، در زمان ریخته شدن خون ها، پر کشیدن فرزند ها و جان دادن آزادی ها آرام می کرد. او اما هیچ لبخندی روی لب نداشت و فقط خیره نگاه می کرد. نگاهش اما ساده نبود. با نگاه آن سرباز های غرق شده در خاطرات خانه بسیار فرق داشت. او نگاهش را دوخته بود به قدم ها و مسیر ها، با هدف و با تمام حواسی که از آسمان ها به عاریه گرفته بود حرکات سرباز ها را زیر نظر داشت و در انتظار یک لحظه، یک ثانیه و یا شاید خمیازه‌ای ساده بود تا با چکاندن ماشه، جان کسی را بگیرد.
روی بلندی تپه، با لباس هایی کثیف تر از همیشه، سلاحی سنگین و نفس هایی آرام، روی پهنه سرسبزِ زمین که حیات می بخشید، فرستاده مرگ با آن نگاه تیز و برنده‌اش نشسته بود و درست همانند اربابش، آسوده و آرام نظاره می کرد تا در فرصتی مناسب، مثل ماری زخم خورده زهرش را بریزد و با صدایی مهلک، بدنی بی جان را روی تنِ زمین، همانی که حیات می بخشید بیاندازد. او ساعت ها آرام نشست، نفس هایش را شمرد و مسیر ها را به خاطر سپرد و بعد، وقتی صدای هواپیماها و موتورهای عظیمشان آسمان را لرزاند، وقتی سربازها خاطراتشان را برای هم تعریف می کردند و غرق در تصاویر گذشته، باز لبخند می زندند… او نفسِ دقیقش را حبس کرد، لحظه‌ای خیره نگاه کرد و بعد … همه مشکلاتش را با یک گلوله حل کرد چرا که گاهی چاره فقط یک گلوله است. بدون هیجان، بدون استرس و بدون ترس، ایستاد و فقط چندمتر آن طرف تر، بازهم به نظاره نشست و ساعت ها انتظار تا مشکلی دیگر را حل کند. او پس از چندین سال، حالا خوب یادگرفته بود که تمام مشلات عالم را فقط با چکاندن ماشه، با چاره‌ای به نام گلوله و گرفتن جان ها حل کند، و آن قدر خبره بود که حتی گاهی خودش هم به خاطر نمی‌آورد آخرین بار، کدام مشکل را بی گلوله حل کرده است.

به سرزمین چکمه خوش امدید، جایی که نازی ها (بازهم؟) یک ابرسلاح ساخته‌اند که باید نابودش کنید (کمی تکراری به نظر می رسد، اینطور نیست؟)

تجربه عنوان Sniper Elite 4 چنین حسی دارد. شما یک قاتل خاموش و بی صدا هستید، با بی رحمی خاصی که به لطف بازی جدید استدیو Rebellion بسیار لذت بخش جلوه می کند، لذتی وصف ناپذیر و البته پر از تردید که یکی از عجیب ترین تجربه های جهان، یعنی تک تیرانداز بودن را در ابعادی ساده برایتان به ارمغان اورده است. لذتی که در طول ۱۲ سال گذشته و با ۴ نسخه اصلی سری Sniper Elite همیشه با شکل و شمایلی جدید که رنگ پیشرفت به خود داشته زیر زبانمان بوده است. و پیشرفت کردن هم به طور کلی در زندگی بسیار لذت بخش است. این لذت به قدری است که ما با دیدن پیشرفت کردن چیزها و کسانی که برایشان اهمیت قائل می شویم هم غرق در لذت خواهیم شد. به همین دلیل است که باید در ابتدا به کسانی که خود را به نوعی طرفدار سری Sniper Elite می دانند تبریک بگوییم. چرا که این سری، در طول چند سال گذشته توانسته روندی صعودی را طی کرده و با سرعتی تقریباً باورنکردنی مسیری را طی کند که شاید هیچ کس انتظارش را نداشته است.
هرچند که اولین شماره از این سری توانست به عنوان یک بازی کاملاً نوظهور موفق ظاهر شود، اما در دو شماره بعدی، سری Sniper Elite نتوانست موفقیت های قسمت اول را تکرار کند. این روند تا حدی پیش رفت که بسیاری بر این اعتقاد بودند که این سری، هرگز نمی تواند به عنوان یک بازی درجه یک شناخته شود. اما با انتشار چهارمین نسخه از سری، استدیو Rebellion به همه نشان داد که توانایی ساخت یک بازی درجه یک را دارد.  آن ها با بهبودهایی ساده و هرچند پیش پا افتاده، بازی قبلی خودشان را به یکی از عناوین خوب و درجه یک عرضه شد در سه ماهه اول سال ۲۰۱۷ تبدیل کنند. با نقد و بررسی این عنوان با گیمفا همراه باشید.

بهانه‌ای برای نازی کشتی … !

اگر قرار بر این باشد که طبق قائده نوشته های همیشگی خودم پیش بروم، در بخش ابتدایی باید به بررسی داستان بازی بپردازیم. نکته مهم در رابطه با بخش داستانی در سری این است که، این بخش به طور کلی، فقط و فقط بهانه ای است تا شما را به عنوان یک تک تیر انداز زبه و کاربلد، به جان نیروهای متحدین بیاندازد و فضای مناسب برای ساخت یک بازی در حال و هوای جنگ جهانی دوم را ایجاد کند. داستان سری معمولاً حول شخصیت اصلی و تلاش های او برای جلوگیری از یک عملیات خطرناک و مرگبار توسط نیروهای دشمن می چرخد. این داستان اما اغلب انقدر ساده و سطحی روایت می شود که حتی توانایی ایجاد کردن کشش کافی برای دنبال شدن توسط بازی باز را هم دارد. از طرف دیگر، نوع روایت به گونه‌ای است که هیچ وقت موفق نمی شود روند خلق شخصیت هایش را کامل کند. به این ترتیب شخصیت های سری، معمولاً بسیاری سطحی هستند و با گذشت چند ساعت به سادگی از خاطرتان خواهند رفت. این روند کلی که در سه شماره قبلی سری وجود داشت. به لطف سهل انگاری های مکرر تیم سازنده راهش را به نسخه چهارم هم باز کرده است. در نسخه چهارم، قهرمان نام آشنای و البته کاملاً سطحی داستان، یعنی کارل فیربرن (Karl Fairburne) به ایتالیا سفر می کند. طبق روایت ساده و سطحی داستان در صحنه های اولیه بازی که  توسط یک صحنه سینماتیک و به شکل نقاشی است؛ نازی ها توانسته اند یک ابرسلاح بسازند. ابرسلاحی که توانایی منهدم کردن کشتی های نیروهای متفقین را دارد و این کار را با دقت و سهولتی وصف ناپذیر انجام می دهد. قهرمان ما هم باید با نفوذ به خطوط دشمن و ترور فرمانده نازی ها در منطقه اقدام به نابود کردن این ابر سلاح کند. داستان بازی به طور دقیقی در همین چند سطر خلاصه می شود. چرا که باقی روایت داستان بسیار سطحی و در مواقعی واقعاً بی معنی و غیر منطقی هستند. این موضوع که در مورد یک بازی تمام اکشن مشکل چندانی به حساب نمی آید جایی خود نمایی می کند که گیم پلی و روند اکشن هم نمی تواند کشش کافی را در مخاطب به وجود بیاورد. در عین حال بازی از نظر داستانی هم آن قدر قوی نیست که بتواند برای مخاطب جذاب ظاهر شود. در نتیجه پس از چند ساعت تجربه عنوان جدید و پر سرو صدای استدیو Rebellion به سادگی حس پوچی و خستگی بر بازی باز چیره می شود. چرا که بازی به هیچ وجه توانایی کافی برای ایجاد کشش در مخاطبش را ندارد. جدا از بحث گیم پلی که بعدتر به آن می پردازیم، سادگی بیش از حد بخش داستانی جایی خودنمایی می کند که سازندگان برای جذاب کردن ان دست به هرکاری می زنند و حتی پای مافیای معروف و البته جذاب ایتالیا را هم به بازی می کشانند. اما این اقدام که شبیه به یک تقلای آشفته است، به قدری شلخته و بی ربط از آب در می آید که به هیچ وجه نمی تواند جذاب باشد.

نقشه‌های بازی واقعاً نسبت به نسخه های قبلی وسیع و پرجزئیات هستند، جزئیاتی که فقط از دور زیبا به نظر می رسند

به طور کلی، چهارمین نسخه و در واقع بهترین نسخه در سری Sniper Elite درست همانند اجدادش، در زمینه داستانی اصلاً موفق نیست. بهتر است بگوییم داستان این بازی و سفر دور و دراز قهرمانش به سرزمین چکمه، آن هم در خلال جنگ جهانی دوم، فقط بهانه ای است تا یک سلاح قدرتمند را در دستان بازی باز بگذارد و به سادگی و به دور از هرگونه هیاهویی کاری کند که بازی باز مدام به نازی ها شلیک کند. چرا که نازی ها، در این روز ها، تنهای موجوداتی هستند که یک انجمن از آن ها حکایت نمی کند و بازی ساز ها را به دادگاه نمی کشاند(!) به واسطه این موضوع، وقتی با این بازی مواجه می‌شوید، نباید به هیچ وجه، تکرار می کنم به هیچ وجه انتظار دیدن یک قهرمان بزن بهادرِ عمیق و پرداخت شده که با دیدنش کلی ذوق کنید را داشته باشید، چرا که کارل، فقط و فقط در حد و اندازه همان تیپ شخصیتی و صدای خسته و گرفته‌اش باقی می ماند است. صدایی که با همه خوبی ها و با همه توانایی های گوینده‌اش، وقتی قصد روایت داستان سطحی بازی را دارد به شدت عذاب اور به نظر می رسد و این در حالی است که همین صدا و مزه پرانی هایش در حین گیم پلی بسیار دل نشین است. در رابطه با این موضوع و تضادی که در مورد شنیدن صدای کارل پیش می آید فقط و فقط می توان سازنده ها را برای سرهم بندی کردن چنین داستان پیش پا افتاده و دور از انتظاری سرزنش کرد. داستانی که با تمام تلاشش نه تنها نمی تواند در مخاطب کشش ایجاد کند و شخصیت هایش را پرورش دهد، بلکه در ایجاد کردن دلایل منطقی برای روند مراحل و اتفاقاتی که در مراحل بازی رخ می دهند هم ناکام می ماند. به این ترتیب به جرأت می توان گفت که داستان Sniper Elite 4 فقط بهانه‌ای است برای نازی کشی…!

نازی کشی جذاب … 

باید اعتراف کرد که Sniper Elite 4 در بخش گیم پلی، کاملاً برخلاف داستان عمل کرده و توانسته به عنوان کی بازی موفق ظاهر شود. در نگاه اول و طی لحظات ابتدایی شروع بازی به راحتی متوجه خواهید شد که وسعت مراحل بازی به شدت افزایش پیدا کرده است و بازی به نوعی شما را در محیطی بزرگ و البته پرجزئیات رها می کند تا اهداف و ماموریت هایی تعیین شده را به روش دلخواه خودتان کشته و به پایان برسانید. وسیع شدن نقشه های مربوط به هر مرحله در بازی، با توجه به موج جهان بازی شدن که تقریباً تمام بازی های نسل هشتم را در خود فراگرفته چندان دور از انتظار نبود و به خوبی می توانستیم پیش بینی کنیم که این سری، حداقل به عنوان تغییری کوچک و پیشرفت کردن نیازمند تغییری اساسی است. تغییری که باعث شده روند خطی نسخه قبلی که در مواقعی بسیار عذاب اور و اعصاب خرد کن ظاهر می شد، بار و بندیلش را جمع کند و جای خودش را به روندی تقریباً غیر خطی بدهد. این وسعت بسیار زیاد که در مقایسه با نسخه قبلی شبیه به یک معجزه وصف ناپذیر است، در ساعات ابتدایی بازی به قدری من را هیجان زده کرد که تصور می کرد در حال تجربه یک بازی بی نقص هستم. نقشه پر بود از مکان هایی مناسب برای تیر اندازی، نقاطی حیاتی که می توانستم به راحتی دیده بانی کنم و دشمنان را تشخیص دهم و به همین واسطه و درست برخلاف نسخه قبلی شلیک هایی از فاصله‌ای بسیار دور داشته باشم. شلیک هایی که در نسخه قبلی شبیه به یک رویا بودند. این موضوع، یعنی وسعت بیشتر نقشه ها، بیش از هرچیزی به بازی باز اجازه می دهد که مدام دشمنان را تحت نظر بگیرد و با تسلط پیدا کردن به مسیر گشت زنی و رفت آمدشان و به کمک فاصله زیادی که از آن ها دارد. به طور کاملاً مخفیانه اقدام به تک تیر اندازی کند. این موضوع به خودی خود آن قدر جذاب و لذت بخش بود که در چند ساعت ابتدایی بازی به هیچ وجه متوجه محتوای بسیار کم نقشه های وسیع بازی نشوم. محتوای بسیار کم بازی اما در زمانی خودش را نشان داد که دست از تیر اندازی های مدام و پیگیری کردن ماموریت های اصلی بازی کشیدم و تصمیم گرفتم کمی در محیط تفریح کنم. اما این تفریح خلاصه شد به جمع اوری چند آیتم ساده و چندتایی گذارش از تک تیراندازهای قبلی، و … دیگر هیچ. بازی با گذشت چند ساعت و درست در زمانی که حس می کنید به تغییری اساسی نیاز دارد تا روند یکسان مراحل را کمی برایتان قابل تحمل کند. بزرگترین ناامید خودش را رو می کند.

برای تبدیل شدن به یک تک تیرانداز خوب باید صبر پو حوصله زیادی داشته باشید، مکان مناسب را بیابید و در زمان دقیقی شلیک کنید، در غیر این صورت باید دست به مسلسل تامپسون ببرید و تبدیل شوید به یکی از کلون های مارکوس فینیکس

با ورود به هر مرحله و وارد شدن به هر نقشه خاص، که به طرز زیبایی تنوع بسیاری دارند، چند هدف اصلی و چند هدف فرعی برایتان مشخص خواهد شد. اهداف اصلی، هدف هایی هستند که به هرقیمتی و با هر روشی که مد نظرتان باشد می توانید آن ها را به انجام برسانید. البته هدف های اصلی بازی معمولاً تکراری و بسیار خسته کننده هستند و به هیچ وجه نمی توانند تنوع لازم را ایجاد کنند. این موضوع باعث می شود که بازی در خط داستانی اصلی خودش که از کمبود یک داستان درست و حسابی رنج می برد. از ساختار یکنواخت و تکراری مراحل هم رنج ببرد. البته سازنده ها سعی داشته‌اند تا چنین نقص عظیمی را با ایجاد کردن آزادی عمل بپوشانند. آزادی عملی که با همه خوبی هایش نمی تواند به عنوان ناجی بازی نقش آفرینی کند.
نقشه های وسیع بازی، به نوعی طراحی شده اند که فرصت را برای تک تیر اندازی فراهم کنند. پس می توان نتیجه گرفت که سازنده ها درست برخلاف نسخه های قبلی، این بار سعی کرده اند تا تمرکز بیشتری بر مسئله اصلی بازی یعنی تک تیر اندازی بودن داشته باشند. با این حال سازنده ها با طراحی بخش اکشنی کارآمد، سعی داشته اند تا شرایطی را برای بازیباز محیا کنند که او در انجام هر ماموریت روش های متفاوتی را پیش بگیرد و در واقع بازی را با روند دلخواه خودش پیش ببرد. این موضوع که در واقع همان ایجاد کردن آزادی عمل است. به خوبی در بازی خودنمایی می کند. اما در مقابل، روند یکسان ماموریت ها، باعث می شود روشهای چندگانانه شما برای کشتن اهداف، پس از مدتی واقعاً خسته کننده شود. در واقع باید گفت که آزادی عمل بسیار جذاب بازی که یادآور عناوین بزرگی همچون سری Dishonored است به دلیل عدم وجود هدف های متفاوت زیبایی های خودش را از دست می دهد و بازی با تمام زیبایی هایش در روندی تکراری گرفتار می شود. روندی که شامل حمله به یک کمپ، کشتن سربازان و رسیدن به هدف است.
در ادامه سازنده ها برای رهایی روند گیم پلی از چرخه خسته کننده بودن، ماموریت هایی فرعی را در نقشه قرار داده اند. این ماموریت ها با این که می توانند رای مدتی سرگرم کننده باشند، باز هم به علت عدم وجود تنوع در شکل و شمایلشان، پس از مدتی خسته کننده می شوند. در واقع باید گفت که تمرکز بسیار زیاد سازنده ها بر موضوع تک تیر انداز بودن، کمی کار دستشان داده است. نقشه های وسیع بازی همگی از کمبود محتوایی رنج می برند که سازنده ها سعی کرده اند با ماموریت هایی ساده، تکراری و خسته کننده رفعشان کنند. کمبود محتوایی که شاید در یک بازی اکشن مشکل بزرگی نباشد، اما قطعاً برای کسانی که قصد گشت و گذار در نقشه های بازی و استفاده از پتانسیل بی حد این نقشه ها برای چالش هایی جدید را داشته اند، ناامید کننده خواهد بود. چرا که سازنده ها به سادگی از فرصت ایجاد کردن محتوایی عظیم و سرگرم کننده در چنین نقشه های زیبایی گذشته اند و فقط و فقط به روند اکشن بازی توجه داشته اند. روندی که به واسطه تکراری بودن و عدم وجود تنوع کافی پس از مدتی خسته کننده می شود.

فکر می کنم اوازه روش های خشن کارل برای کشتن دشمنان چنین بلایی سر ان نازی بخت برگشته اورده باشد

در مقابل اما مکانیک ها و سیستم های گیم پلی که در طی سه نسخه گذشته روندی صعودی را طی کرده بودند، در شماره چهارم به تکامل رسیده‌اند. از عملکرد های مربوط به مخفی کاری گرفته تا مکانیک های ساده اما زیبای مبارزه نزدیک. در واقع گیم پلی بازی به واسطه هویت بازی به دو بخش تقسیم می شود. بخش اول که مربوط به تیراندازی از راه دور و تک تیر اندازی است، مکانیک هایی را شامل می شود که روند سخت، طاقت فرسا و بسیار پرفشار تک تیراندازی را بسیار ساده و کوچک شده نمایش می دهد. در ابتدا باید مکانی مناسب برای دیده بازی بیابید و به واسطه مکانیک خودکار بازی دشمنان را نشانه گذاری کنید. این عمل به وسیله دوربین دوچشمی کارل انجام می شود. سپس اقدام به تیراندازی کنید. تیر اندازی در بازی با سیستم Focus Mode بسیار زیباتر و آسان تر است. با فعال شدن این سیستم روند زمان کمی اهسته تر شده و کارل نفسش را در سینه حبس می کند. به دنبال این، محل دقیق برخورد گلوله که به وسیله باد و فاصله شما با هدف متغییر است، هوشمندانه محاسبه شده و با نقطه ای قرمز رنگ به شما نمایش داده می شود. مسئله مهم در رابطه با عملکرد سیستم Focus Mode این است که این سیستم به شدت به ضربان قلب و ظرفیت ریه کارل وابسته است. به همین دلیل باید به یاد داشته باشید که پس از دویدن و یا انجام فعالیت هایی مثل بالا رفتن از دیوار، کمی به کارل فرصت بدهید تا نفس تازه کند. چرا که با ضربان قلب بالا و ریه هایی خالی از اکسیژن کارل توانایی انجام یک شلیک بی نقص را از دست می دهد. یکی دیگر از جذابیت های بازی به سیستم مخفی ماندن باز می کردد که طبق آن باید پس از هربار شلیکِ پر سر و صدا دقیقاً مثل یک تک تیرانداز واقعی دست به عوض کردن جایگاهتان بزنید تا دشمنان محل شما را تشخیص ندهند. این سیستم که بسیار ساده است، در قالب یک بازی که تمرکز ویژه ای بر تک تیراندازی و مخفی بودن دارد به خوبی نشسته و خودنمایی می کند. البته سازنده ها برای جلوگیری از جا به جایی مدام شما سیستمی طراحی کرده اند که به راحتی می تواند برای مدتی طولانی شما را مخفی نگه دارد. با کمی صبر و تحمل متوجه خواهید شد که صداهای محیطی بسیاری وجود دارند که می توانند صدای سهمگین شلیک را مخفی کنند، با زمانبندی دقیق می توانید با استفاده از چنین صداهایی و شلیک به موقع در زمانی که صداهای محیطی گوش سربازها را پر کرده‌اند، به راحتی مخفی بمانید. همچین در نسخه چهارم امکان استفاده از صداخفه کن برای سلاح ها ممکن شده است. اما مهمترین خصیصه و مکانیک بازی که به تدریج به امضای سری Sniper Elite تبدیل شده است، نمای بسیار زیبای X-Ray است، این نما که در نسخه های قبلی فقط در زمان شلیک های از راه دور فعال می شده، حالا گسترش پیدا کرده و در مبارزات نزدیک هم از آن استفاده می شود. نمای X-Ray یکی از ان خصوصیت هایی است که در لذت بخش تر شدن بازی نقش بسیار مهمی دارد، این نما که در نسخه چهارم بسیار پر جزئیات است، لحظه به ثمر نشستن هر ضربه به بدن دشمنان را نمایش می دهد. نمای X-Ray باعث می شود که مدام به دنبال شلیک کردن به نقاط مختلف بدن دشمنان و دیدن آسیب های متفاوت بدن آن ها باشید، این نما همه آسیب ها را با جزئیات بسیار زیاد و با به تصویر کشیدن استخوان ها، بافت ها، رگ ها و اندام حیاتی سربازها (که معمولاً همگی مرد هستند!!!) رو به روی چشمانتان به تصویر می کشد و هیجانی خالص به هر اقدام شما اضافه می کند. در واقع باید گفت که مهم ترین و هیجان انگیزترین فعالیتی که در Sniper Elite 4 می یابید، شلیک به نقاط مختلف بدن و تماشای آسب های مختلفی است که به دشمنان می رسد. این نما به حدی جذاب است که می تواند به تنهایی یکی از عوامل موفقیت سری باشد.

این بار نمای X-Ray گسترش پیدا کرده و فقط به زمان تک تیراندازی خلاصه نمی شود، در زمان کشتن های مخفیانه هم می توانید از نمای خارق العاده X-Ray لذت ببرید و شاهد کشتن جمجمه دشمنان باشید

Sniper Elite 4 به طور کلی بهبود های بسیاری را شامل می شود، بهبود هایی که هم در بخش مخفی کاری و هم در بخش مبارزات نزدیک به بهتر شدن تجربه بازی کمک کرده اند. یکی از کارآمد ترین بهبود ها سیستم حرکتی بازی است که به نظر می رسد کاملاً از نو ساخته شده باشد. این سیستم که جاگزین سیستم حرکتی بسیار آزاردهنده نسخه قبلی شده امکان حرکت آزادانه و بسیار دقیقی را به کارل می دهد. به علاوه امکان بالارفتن از صخره ها که در نسخه قبلی به صورت بسیار ساده ای وجود داشت گسترش پیدا کرده و بسیار بهینه شده، به این ترتیب می توانید به راحتی به جای جای نقشه وسیع بازی دسترسی پیدا کنید.
یکی دیگر از بهبودهای قابل توجه بازی نسبت به نسخه قبلی، به هوش مصنوعی دشمنان باز می گردد، هوش مصنوعی در نسخه قبلی بیشتر به یک شوخی زجر آور شباهت داشت، به طوری که دشمنان معمولاً هیچ ایده ای برای اقدام هایشان نداشتند. خوش بختانه در نسخه چهارم، هوش مصنوعی بهبودهایی را شامل شده. به عنوان مثال، پس از دو شلیک پیاپی که صدایشان را مخفی نکرده باشید، دشمنان به راحتی محل شلیک ها را مخاسبه کرده و به سمتتان یورش می اوردند، این در حالی است که این بار دشمنان می توانند شما را محاصره کرده و حملات برنانه ریزی شده ای را ترتیب بدهند. با این حال اما این هوش مصنوعی، همچنان در مقابل بازی های دیگر نسل هشتم شبیه به یک شوخی است. برای اثبات این ادعا کافی است در سکوت به یک دشمن که درست در کنار دوستش ایستاده و به خاطراتش گوش می دهد شلیک کنید. در این حالت نباید انتظار داشته باشید که گوینده قصه از مرگ ناگهانی دوسش تعجب کند و یا اصلاً متوجه این اتفاق شود. همچنین بارها رخ می دهد که سربازی پس از یافتن جسد یکی از دوستانش چند ثانیه ای را صرف بررسی بدن او کرده و بدون توجه به خطر وجود یک تک تیر انداز حرفه ای خودش را در معرض اثابت گلوله قرار دهد. با استفاده از این نقص در هوش مصنوعی و کشاندن تک تک سربازها به محل جسد یکی از دوستانشان می توانید یک کمپ را به طور تمام و کمال و بدون نزدیک شدن پاکسازی کنید.

به گرافیک بازی دقت کنید، مناظر از دور بسیار زیبا به نظر می رسند، رنگ بندی جذاب و بسیار خوب هم به این امر کمک بسیاری کرده است. در مقابل اما بافت ها از نمای نزدیک بی کیفیت تر به نظر می رسند

همچنین دوربین سوم شخص بازی که در نسخه قبلی به علت نزدیک بودن به قهرمان، در مواقعی به شدت آزاردهنده بود و باعث گم کردن دشمنان می شد، بهبود پیدا کرده و کمی از شخصیت اصلی فاصله گرفته است، به این ترتیب دوربین زاویه بازتری داشته و محیطی بزرگتری را در معرض دید قرار می دهد. این دوربین که نسبت به نسخه قبلی کارامد تر شده، به علاوه سیستم حرکتی بهتر باعث شده که بازی در مبارزات نزدیک بسیار بهینه تر و لذت بخش تر از نسخه قبلی باشد. اما بهبود ها به همین جا خلاصه نشده و در بخش مخفی کاری هم شاهد بهینه سازی هایی هستیم که شامل توانایی کشتن دشمنان از پشت پناهگاه ها و یا در حال آویزان شده از پرتگاه ها می شوند. این انیمیشن های جدید که در نسل هشتم به استانداردهای بازی های مخفی کاری تبدیل شده‌اند، به سادگی توانسته‌اند عملکرد بازی در بخش مخفی کاری را نسبت به نسخه قبلی بهینه کنند.همچنین تنوع سلاح ها و تله ها اندک بهبودها و افزایش هایی را داشته که باعث شده بازی کمی جذاب تر شود.
به طور کلی باید گفت که تنها بخش قابل قبول و راضی کننده Sniper Elite 4 مربوط به گیم پلی و مکانیک های جذاب آن است. مکانیک هایی که به سادگی توانسته اند عملیات مخوف و بسیار دشوار تک تیراندازی را ساده کرده و به زیبایی در قالب یک بازی پیاده سازی کنند. این در حالی است که بازی همچنان ذات اکشن و شوتر بودنش را حفظ می کند و می تواند رد مبارزات بسیار لذت بخش باشد. در واقع Sniper Elite 4 یک شوتر خوش ساخت و بسیار بهینه شده است که می تواند شرایط لازم برای روندی دلخواه بازی باز را ایجاد کند. گیم پلی بازی به گونه ای طراحی شده که هم در بخش مخفی کاری و هم در بخش مبارزات نزدیک، کارامد و راضی کننده باشد. این موضوع باعث شده که بازی گیم پلی سیال و انعطاف پذیری داشته باشد که امکان تعویض بسیار سریع و لذت بخشی از حالت مخفی کاری به مبارزه نزدیک را به مخاطب می دهد. همچنین بخش بندی نقشه های وسیع بازی به قسمت های مستقل که شرایط مربوط به خود را داشته و از اقدامات شما در دیگر قسمت ها تاثیر نمی پیذرند باعث شده که مخاطب بتواند در هر قسمت از نقشه یکی از استراتژی هایش را امتحان کرده و در صورت شکست نگران شرایط در دیگر بخش های نقشه نباشد. این بخش بندی که بسیار هوشمندانه است هوش مصنوعی را وادار می کند که دیده شدن شما و آماده باش بودن دشمنان را فقط به ناحیه خاصی محدود کرده و از سرایت ان به دیگر نواحی نقشه جلوگیری کند. به این ترتیب می توانید به راحتی در حین انجام هریک از ماموریت ها دست به کشتار مسلحانه بزنید و خیالتان راحت باشد که بازهم در ناحیه دیگری از نقشه می توانید مخفی شوید.

توصیه من این است که فقط به سر دشمنان شلیک نکنید !!! اندام های حیاتی بسیار جذاب تری هم برای متلاشی کردن در بازی وجود دارد !!!

اما تمامی این بهبودهای زیبا، به علت روند بسیار تکراری و ماموریت هایی که از تنوع کافی برخوردار نیستند، پس از مدتی خسته کننده ظاهر شده و نمی توانند کشش کافی برای ادامه دادن بازی را در مخاطب ایجاد کنند، همچنین این بهبودها، بدون هیچ گونه خلاقیت جدیدی اتفاق افتاده‌اند، خلاقیت هایی که می توانست با ایجاد تنوعی هرچند کوچک بازی را از تکراری شدن نجات دهد. این موضوع باعث شده که بازی با همه بهبودهایش، بیش از آن که به عنوان یک شماره مستقل شناخته شود، شبیه به یک نسخه بهبود یافته و یا بازسازی شده از Sniper Elite 3 باشد. موضوعی که با کمی خلاقیت و محدود نکردن تغییرات به بزرگتر کردن نقشه ها، رفع می شد و می توانست بازی را به یکی از بهترین شوترهای سال تبدیل کند. Sniper Elite 4 با تمام جذابیت هایی که در بخش گیم پلی دارد، به علت خسته کننده بودن و بی هدفی خاصی که در گیم پلی دارد، نمی تواند مدت زیادی شما را سرگرم کند.

زیبای براق … !

در بخش گرافیکی، Sniper Elite 4  همانند اجدادش، نمی تواند حرف زیادی برای گفتن داشته باشد. درست است که بازی در بخش گرافیک هنری بسیار زیبا و پرجزئیات طراحی شده است و توانسته مناظر بسیار زیبای ایتالیا را به تصویر بکشد. اما در زمینه ایجاد اتسمفر مناسب جنگ جهانی دوم، آن هم در یکی از کشور های اروپایی به شدت دچار ضعف می شود. در واقع بازی هیچ گونه فضاسازی مناسب و قصه گویی محیطی مناسبی برای زمان و مکانی که داستان در حال روی دادن است ندارد. این درحالی است که در بخش فنی هم Sniper Elite 4 نمی تواند در مقابل خیل عظیم بازی های نسل هشتمی که در بحث گرافیکی به شدت بهینه و سرآمد هستند حرفی برای گفتن داشته باشد و در حد یک بازی کاملاً معمولی باقی می ماند. طراحی چهره ها در بازی به هیچ وجه در حد و اندازه یک بازی نسل هشتمی نیست. اگرچه این موارد در بازی قابل قبول بوده و در حد و اندازه خود بهینه هستند. اما با مقایسه ای کوچک با بازی های هم دوره، پی می بریم که Sniper Elite 4 در بخش طراحی چهره توان رقابت ندارد. چهره قهرمان داستان و دیگر شخصیت های اصلی به هیچ وجه قابل مقایسه با دیگر عناوین سال ۲۰۱۷ نیستند و مصنوعی به نظر می رسند. در کنار این موضوع انیمیشن هایی که قرار بوده بسیار روان و زیبا باشند، همگی درگیر نوعی برهم ریختگی و شلختکی هستند که تجربه بازی را خدشه دار می کنند. با این حال اما می توان گفت که بازی در زمینه جلوه های بصری، در نگاه ابتدایی رضایت بخش ظاهر می شود. مناظر سرسبز و زیبای ایتالیا، تپه ها، روستاها و مناطق مختلف در بازی به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر کشیده شده‌اند و از دور بسیار زیبا به نظر می رسند. بازی رنگ بندی بسیار بسیار زیبایی دارد که باعث می شود نگاه کردن به مناظر لذت بخش و رلضی کننده باشد. باید گفت که بازی در زمینه گرافیک هنری بسیار موفق است و در زمینه گرافیک فنی، جز در موارد طراحی چهره و انیمیشن های مربوط به حرکت کارل، کاملاً رضایت بخش (و فقط در حدی که رضایت بخش باشد و نه بیشتر) ظاهر می شود و می تواند مخاطبش را راضی کند. اما نباید انتظاری بیش از حد، و در حد و اندازه عناوینِ درجه یک روز داشت. چرا که در این حالت، Sniper Elite 4 به هیچ وجه توان رقابت با آن ها را ندارد.

به طراحی چهره ها دقت کنید، این چهره ها به هیچ وجه در حد و اندازه بازی های نسل هشتمی نیستند

شلیک نهایی 

Sniper Elite 4 بازی زیبایی است که توانسته با بهبودهایی بسیار زیاد نسبت به نسخه قبلی، تجربه‌ای لذت بهش را برای طرفداران سری به ارمغان بیاورد. گیم پلی بسیار کارامد و جذاب بازی در کنار انعطاف پذیری بسیار ان در دو حالت مخفی کاری و مبارزات نزدیک باعث شده بازی از جذابیت کافی برخوردار باشد. با این حال اما هیچگونه خلاقیت خاصی در چهارمین شماره از سری Sniper Elite وجود نداشته و بازی پس از چند ساعت درگیر تکرار می شود. تکراری که حتی ماموریت های فرعی پرتعداد و وسعت نقشه ها هم نمی تواند آن را از میان ببرد. البته نباید فراموش کرد که بازی برای طرفداران سری و کسانی که فقط و فقط در پی تجربه کردن حس و حال تک تیراندازی هستند شبیه به یک موهبت است. چرا که مکانیک های دقیق و در عین حال ساده شده بازی حس زیبای تک تیرانداز بودن را به خوبی منتقل می کند. به طور کلی می توان گفت که Sniper Elite 4 یک بازی بسیار بهینه و خوش ساخت است که به علت اشتباهات اندک تیم سازنده درگیر تکرار می شود. تکراری که با وجود محتوایی بیشتر در نقشه ها و یا تنوع در ماموریت ها به طور کلی از میان می رفت و بازی می توانست به عنوان یکی از عناوین بسیار خوب سال شناخته شود.

گیمفا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *