مکالمه
نحوه واکنش نشان دادن هنگام یک مکالمه پرتنش
در طول روز پیش میاید که با شخصی در حال مکالمه ای هستید که طبق خواسته های شما پیش نمی رود و از این اتفاق ناراحت می شود ولی بهتر احساسات خود را کنترل کنید و با آرامش به مقصود خود برسید.
رسیدن به اوج عصبانیت وقتی در یک مکالمۀ پرتنش هستید چندان دور از ذهن نیست. بهرحال این اختلاف نظر می تواند همانند یک تهدید به نظر برسد و شما می ترسید چیزی را از دست بدهید؛ چیزهایی همچون نقطه نظرتان، شیوۀ انجام یک کار، حق به جانب بودن، و یا حتی قدرت. بدین ترتیب بدنتان با تحریک سیستم عصبی سمپاتیک برای دعوا آماده می شود. این یک واکنش طبیعی است ولی مشکل اینجاست که بدن ها و ذهن های ما در تشخیص تهدیدات وارده از جانب برنامۀ یک پروژه و یا تعقیب شدن توسط یک خرس تمایزی قائل نمی شوند. ضربان قلب و سرعت تنفس شما تند می شود، ماهیچه هایتان منقبض می شوند، و خون در بدنتان از اندام هایتان دور می شود و کم کم احساس ناراحتی می کنید.
هیچیک از اینها ذهن شما را در وضعیت درستی برای حل تعارض قرار نمی دهند. اگر بدنتان وارد حالت «فرار یا جنگ» بشود، ممکن است دسترسی به قشر قدامی مغز را از دست بدهید، یعنی همان بخش از مغز که مسئول تفکر منطقی است. قطعاً اخذ تصمیمات منطقی همان چیزی است که در مکالمات پرتنش بدان نیاز دارید. بدین ترتیب، نه تنها توانایی تفکر منطقی را از دست می دهید، بلکه این احتمال نیز وجود دارد که طرف مقابلتان نشانه های استرس را در شما ببیند چرا که صورتتان برافروخته می شود، سرعت مکالمه تان بالا می رود و به علت وجود نرون های آیینه ای که موجب می شوند احساسات طرف مقابل را دریابید، طرف مقابل نیز احساسی شبیه شما خواهد داشت و پیش از آنکه بفهمید، مکالمه از مسیر درست خود منحرف شده و تعارضات شدت می یابند.
خوشبختانه می توان این واکنش های فیزیکی و احساسی را مدیریت کرده و راه را برای یک بحث مولد باز کرد. راه های متعددی وجود دارند که می توانید از آنها برای خونسرد ماندن در طول مکالمه و یا آرام نگاه داشتن خود به هنگام عصبانیت استفاده کنید.
نفس بکشید
تکنیک های ساده و آگاهانه می توانند دوست شما در شرایط دشوار باشند و هیچیک نیز سهل الوصول تر و راحت تر از استفاده از تنفس نیست. بنابراین، هر زمان که احساس متشنج بودن کردید، سعی کنید بر روی نفس کشیدنتان متمرکز شوید. سعی کنید ورود و خروج هوا از ریه هایتان را احساس کنید. عبور آن از سورخ های بینی یا گلویتان را حس کنید. این کار توجه شما را از نشانه های فیزیکی ترس منحرف کرده و شما را متمرکز نگاه می دارد. برخی متخصصین تمرکز حواس پیشنهاد می کنند که نفس هایتان را بشمارید. می توانید تا 6 شماره دم یا بازدم هایتان را بشمارید و یا صرفاً هر بازدم را تا 10 شماره شمرده و مجدداً شروع کنید.
بر روی بدنتان تمرکز کنید
نشستن به هنگام مکالمه ای پرتنش می تواند به جای پراکنده ساختن احساسات باعث تجمیع آنها شود. متخصصین بر این باورند که ایستادن و قدم زدن به فعال سازی بخش اندیشمند مغز شما کمک می کند. اگر شما و طرف مقابلتان دور یک میز نشسته اید، ممکن است بلند شدن ناگهانی قدری دشوار باشد. درست است. در این حالت می توانید بگویید: «نیاز دارم قدری حرکت کنم. می توانم کمی قدم بزنم؟» اگر هنوز هم احساس راحتی نمی کنید، می توانید کارهای فیزیکی کوچکی همچون روی هم گذاشتن انگشتان و یا محکم فشار دادن پاها روی زمین را انجام داده و ببینید چه احساسی در پایین کفش هایتان دارید. متخصصین تمرکز حواس به این کار «انکرینگ» می گویند که در تمامی شرایط استرس زا کاربرد دارد. برای مثال، مدتها بود که از پرواز می ترسیدم تا اینکه فهمیدم شمارش همراه با لمس انگشتانم با انگشت شصت می تواند در بیرون آمدن از حالت نشخوار ذهنی کمک کننده باشد.
تکرار یک عبارت را امتحان کنید
این پندی است که از اَمی جِنسو، نویسندۀ کتاب «تملک فضا» آموخته ام. او پیشنهاد می کند تا عبارتی را برای خودتان تکرار کنید که شما را به آرامش دعوت می کند. برخی از مراجعه کنندگانش نیز عبارت «به وضعیت خنثی برو» را مفید یافته اند. همچنین می توانید این عبارت ها را هم امتحان کنید «به من مربوط نمی شود»، «می گذرد»، و یا «موضوع راجع به کار است».
به احساسات خود اعتراف کرده و برایشان برچسب بگذارید
پند دیگر در این زمینه را سوزان دیوید، نویسندۀ کتاب «چالاکی احساسی»، مطرح می کند. به گفتۀ وی، زمانی که هیجانی هستید، «توجهی که به افکار و احساسات خود معطوف می کنید ذهنتان را شلوغ می کند و هیچ فضایی برای بررسی آنها باقی نمی گذارد». برای دور کردن خودتان از آن احساس، برای آن برچسب بگذارید. دیوید ادامه می دهد: «فکر را فکر و احساس را احساس بنامید». بنابراین جملۀ «او کاملاً در این مورد اشتباه می کند و این موضوع مرا دیوانه می کند» تبدیل می شود به: «من فکر می کنم که همکارم اشتباه می کند و به همین دلیل عصبانی هستم». این برچسب گذاری به شما اجازه می دهد تا افکار و احساساتتان را آنگونه که هستند ببینید: «اطلاعات گذرایی که ممکن است مفید باشند یا نباشند.» زمانی که فضایی را میان احساسات و خودتان قائل می شوید، رها کردنشان راحت تر است و بدین ترتیب آنها را دفن نکرده و اجازۀ انفجار نیز به آنها نمی دهید.
استراحت کنید
تجربۀ شخصی من نشان می دهد که این رویکردی است که به طور بهینه از آن استفاده نشده است. هرچه زمان بیشتری برای پردازش احساسات خود صرف کنید، از شدت آنها نیز کاسته خواهد شد. بنابراین هر زمان که عصبانی هستید، قدری به خود استراحت دهید. یک فنجان قهوه و یا یک لیوان آب بنوشید، به سرویس بهداشتی رفته و یا کمی دور دفتر قدم بزنید. برای بلند شدن و وقفه در بحث دلیلی خنثی مطرح کنید. آخرین گزینه آنست که طرف مقابل فکر کند امور آنقدر بد پیش رفته اند که می خواهید از مهلکه فرار کنید. در این موقعیت می توانید بگویید: «از اینکه بحث را قطع می کنم متأسفم، ولی مایلم پیش از ادامۀ بحث یک فنجان قهوه بخورم. می خواهید برای شما هم چیزی بیاورم؟»
به خاطر داشته باشید که احتمالاً شما تنها فرد عصبانی نیستید. همکارتان هم ممکن است عصبانی و ناامید باشد. اگرچه ممکن است بخواهید پندهای بالا را به او بدهید، ولی هیچ کسی دوست ندارد بشنود که بهتر است نفس عمیق بکشد و قدری استراحت کند. بنابراین ممکن است در موقعیتی باشید که فقط باید اجازه دهید شخص دیگر هیجاناتش را تخلیه کند. قطعاً وقتی مورد حمله قرار می گیرید، مقابله به مثل نکردن دشوار است ولی باید بدانید که انجام آن کمکی به شما نمی کند. نسبت به طرف مقابل بی اعتنا نباشید و به او گوش دهید. این کار باعث آرام شدن طرف مقابل خواهد شد.
بیایید با آن روبرو شویم. تعارض با همکاران می تواند دشوار باشد ولی اگر زمانی که کاملاً برانگیخته و عصبانی هستید، شروع به جنگ و دعوا با آنها کنید، نمی توانید مشکلات اساسی را حل کرده و رابطۀ مثبت خود را حفظ کنید. خوشبختانه، این پنج تاکتیک می توانند به شما در عبور از وضعیت عصبانیت و رسیدن به خونسردی کمک کنند.

تانی کال

برگرفته از hbr

اسکیل ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *